ياد آوري

دوستت دارم عسل

اولین جمله وبلاگ رو با دوست داشتن تو شروع کردم

امیدوارم که آخرین جمله ای هم که

توی زندگی می گم همین باشه

دوستت دارم عسل

ده سال گذشت

 ده سال از آشناييمون ميگذره . بيش از چند بار هم رو نديديم . نميدونم جبر جغرافيايي بود يا از بي عرضگي من

 

نميدونم داري چيكار ميكني تو اين دنياي فاني

 

عسلم هنوزم مثل سال 84 مثل اولين تولدت براي اين لحظه ثانيه شماري ميكردم

 

نميدونم چرا اشك ميريزم ... چرا دستام ميلرزه .....

 

هرجايي هستي شاد باش و شاد باش و شاد

 

راستي لبخند من رو مهمون كن . ميدونم كه شايد هيچوقت به وبلاگمون سر نزني اما اگر سر زدي برو تو آينه نگاه كن اون گل سر رو بزن به موهات و ي لبخند من رو مهمون كن

 

 

یه تاریخای خاصی تو زندگی ما ادما وجود داره

که هر چقدرم دنیا با کاراش مشغولمون کرده باشه محاله فراموششون کنیم ….

مثل امروز …. تولدت مبارک عسلم